پس حتماً بخوانید از وبلاگ عین القضات http://ehadidi12.blogfa.com/page/66
از درج هر گونه پیام توهین آمیز معذورم
|
رهبر انقلاب: اينى هم كه گفتند از رهبرى انتقاد نميكنند، شما برويد بگوئيد انتقاد كنند. ما كه نگفتيم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداريم. من از انتقاد استقبال ميكنم؛ از انتقاد استقبال ميكنم. البته انتقاد هم ميكنند. ديگر حالا جاى توضيحش نيست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نيست؛ بنده هم ميگيرم، دريافت ميكنم و انتقادها را ميفهم
پس حتماً بخوانید از وبلاگ عین القضات http://ehadidi12.blogfa.com/page/66 از درج هر گونه پیام توهین آمیز معذورم + نوشته شده توسط قائم مقام در دهم اسفند 1388 و ساعت
|
سوال : سادات رو میشه لعن کرد ؟ آیت الله امجد : خیر اصلا مسلمان را نمی توان لعن کرد
آیت الله امجد : حکم ؟ هیچی پول میگیرن. بی پولم لعن میکنن.ما حواسمون
باشه پا رو حق نگذاریم.اگه گذاشتیم سخته.نمیتونیم.جواب بایدبدیم.
براستی تندروها که با متهم کردن افراد به زیرپا گذاشتن قانون اساسی،خود نیز تبحرخاصی درنادیده گرفتن این قانون دارند
اصل ۳۹ قانون اساسی: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
پس این افراد چگونه با مجوزی از هتک حرمت و حیثیتی افرادی که هنوز حتی محاکمه نشده اند استقبال و حمایت می کنند که آقای امجد خوب جواب داده اند: برای پول + نوشته شده توسط قائم مقام در دهم اسفند 1388 و ساعت
|
دیگر از ننوشتن بعضی مطالب و ناگفته ها! خسته شدم
دیگر از سانسور و ویرایش نظرات افراد خسته شدم دو راه هم بیشتر ندارم! یکی اینکه دست به تایپ شوم و بنویسم آنچه که مدتهاست به آن رسیده ام ( نه اینکه لزوما حق باشند لیک حقیر آنرا در این زمانه ،شبه حق می پندارم) و این یعنی تندروی و ان شاء الله به فیلتر شدن می انجامد!........................ کلامی از شهید مطهری یرای شناخت کسانی که مهندس موسوی را بیمار روانی خطاب می کنند + نوشته شده توسط قائم مقام در نهم اسفند 1388 و ساعت
|
نویسنده کتاب نهضت امام (سید حمید روحانی) در بخش دیگری از این مصاحبه نیز به اعدامهای منافقین در سال 1367 اشاره کرده گفت: جریان سال 67 اینگونه بود که منافقینی که در زندان بودند تاکتیکی اعلام توبه کردند. پس از پذیرفتن آتشبس که منافقین به ایران حمله کردند اینها هم در زندان آشوب کردند و شروع کردند به آتش زدن زندان و اینکه آنها که میرسند به تهران، کار را یکسره کنند! امام فرمود آنهایی که بر سر (موضع) هستند مهدورالدمند و باید محاکمه و مجازات شوند و آن اعدامها توانست چشم فتنه را در بیاورد و ریشه آن جریان را بخشکاند. من فکر میکنم در فتنه اخیر هم اگر یک چنین برخورد قاطع جدی و انقلابی انجام نشود، این مشکل ادامه دار میشود. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=45184 به نظرم این معنای تام بد تبلیغ کردن برای رهبرفقید انقلاب(ره) است ،این نوع سخنان، ساده انگاری شریعت و قانون میباشد این چه روایت کردن تاریخ است؟! افرادی چون زندان آتش زدندو جون (فکر) میکردند نظام سقوط می کند،اعدام شدند؟ چرا نصف و نیمه اطلاع رسانی میشود؟همه راویان و مورخین، باید روایتگر و تحلیلگر این واقعه تاریخی باشند، نظر فقها و حقوقدانهای مختلف مطرح و اسناد این واقعه منتشر گردد سالهاست که ضدانقلابها می گویند جمهوری اسلامی هزاران ایرانی اعم از پیر و جوان، زن و مرد را اعدام کرده است،حتی زنانی که حامله بوده اند! هیچ وقت هم پاسخ مناسبی از سوی مسئولان مربوطه داده نشده است، گویی راهکاری غیر از سکوت برای رفع شبهه از جمهوری اسلامی نمی شناسند! بحث حقیر بر این نیست که حکم اعدام را نفی کنم و آنرا مظهر تام و عینی خشونت بدانم بلکه بر این باروم که باید چرایی و چگونگی صدور و اجرای این حکم صادره تبیین شرعی، قانونی و تاریخی شود حالا بااین اظهارات جناب حمید روحانی،توضیحات بیشتری داده شود 1- براستی چه کسانی و چگونه و با چه اظهاراتی ، خبر وقایع زندان را به رهبر فقید انقلاب(ره) دادند؟ 2- متن فتوای معظم له (ره) را منتشر کنید 3- فتوای مرحوم امام چگونه و با چه لحنی و در چه مکانی و زمانی و بوسیله چه افرادی به متهمین رسانده شد؟ 4- آیا همه ی زندانیان در وقایع آتش زدن زندان عمدا و عامدا دخالت داشته اند؟ و همه ی زندانیان سیاسی ،مورد خطاب فتوای بنیانگذار جمهوری اسلامی(ره) شدند؟ دوستان گرامی به دلیل فیلترینگ وبلاگی از نشان دادن هر پیامی که از کلمات توهین آمیز(وقاحت آمیز) برای به لجن کشیدن ابناء بشر استفاده کرده باشد، معذورم + نوشته شده توسط قائم مقام در پنجم اسفند 1388 و ساعت
|
امام زمان(عج) به شما تسلیت عرض می کنم نه بواسطه سالگرد شهادت پدر بزرگوارتان بدلیل ....................................... براستی خدا صبرت دهد در این مصیبت عظمی من گناهکار روسیاه چه بگویم و فقط کلام جد بزرگوارت حسین بن علی( درود خدا بر آنان باد) را می گویم: وعلى الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد
فاتحه اش را خواند http://www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/ch_ehos/hosein10.htm + نوشته شده توسط قائم مقام در چهارم اسفند 1388 و ساعت
|
داشتم طی یک نوشتاری به بررسی روزنامه های ایرانی می پرداختم که دقتم به نکنه ای جلب شد و آن هم قیمت روزنامه ها و تعداد صفحاتشان اگر رویه های سیاسی نشریات را ملاک قرار دهید و به دودسته اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم کنید ، در بررسی این دو می بینید که به یک نابرابری مطلق منتهی می شود شما برای خواندن 16 صفحه، آن هم فقط یک روزنامه اصلاح طلب بهار 500 تومان می پردازید ولی برای خواندن 70 صفحه روزنامه های اصولگرا 500 تومان می پردازید ( کیهان 16 صفحه 100تومان، جوان 20 صفحه 100 ت ، ایران 28 صفحه 100 ت ، وطن امروز 16 صفحه 200 ت) اگر یک آمار سرانگشتی بگیرید به نکات جالب می رسید شما برای خواندن 74صفحه روزنامه های اصلاح طلب باید 2200 تومان بدهی روزنامه اعتماد 20 صفحه 600 تومان، آرمان 500 ت ، بهار 16 صفحه 500 ت ، آفتاب یزد 12 صفحه 300ت ، و مردم سالاری 12 صفحه 300 ت شگفت انگیز اینجاست که شما اگر 200 تومان بیشتر دهی 48 صفحه روزنامه اصولگرا میخوانید (رسالت 20 صفحه 100 تومان جام جم 28 صفحه 100 ت)ولی برای خواندن روزنامه اصلاح طلبان باید 300 تومان بدهی و فقط می توانید 12 صفحه روزنامه اصلاح- -طلب( میانه رو) ابتکار را دریافت کنید!!؟؟ + نوشته شده توسط قائم مقام در سوم اسفند 1388 و ساعت
|
سایت اطلاع رسانی آقای هاشمی در اقدام پسندیده ای ، به بازگویی خاطرات تعدای از شخصیتهای سیاسی سیاسی و مذهبی از عملکرد هاشمی در دوران انقلاب پرداخته است http://hashemirafsanjani.ir/?type=emag1 ای کاش سایت حضرات آیات مصباح یزدی ،سیداحمد خاتمی ، احمد جنتی ،سید احمد علم الهدی و محمد یزدی و حجج الاسلام روح الله حسینیان و حمیدرسایی هم به بازگویی فعالیتهای مبارزاتی از قبیل شکنجه، زندان، تبعید و ممنوع المنبر و سفر به نجف اشرف و نوفل لوشاتو برای دیدن رهبرفقید انقلاب در زمان شاه بپردازند + نوشته شده توسط قائم مقام در بیست و نهم بهمن 1388 و ساعت
|
اگر ما بگوییم كه فقها از این منبع عظیم تاریخی، از سیره نبوی گرفته تا سیره ائمه برای استنباط فقهی غافل بودهاند، باید یك خط بطلان روی این فقه موجود بكشیم. كاری كه الان كردهایم درست همین است كه آن خط را با رفتارمان در باره تاریخ اسلامی و تحلیل كردن رخدادها و صدور احكام بر اساس آن شواهد تاریخی، روی فقه كشیدهایم و فقه و حقوق را آخر كار گذاشتهایم. به نظر من در جامعه و جمع انقلابی ما، به دنبال رویهای كه داشتیم، اوضاع جوری پیش رفت كه غالب سیاستمدارهای ما ذهنشان تاریخ اسلامی بر اساس تصویری كه اسمش برداشت تاریخی بود، شد. یعنی رفتار دینی را با نمونههای تاریخی سنجش میكنند. در باره مقایسه میان ابن ملجم با برخی از اشخاص داخله، تحلیلهایی كه شماری از اشخاص دارند، شگفت انگیز است. مثل مقایسه معترضان به دولت در ماههای اخیر كه از طرف یكی از این شخصیتها، به ابن ملجم تشبیه شدند. این تطبیقها به نظرم موضوع یك پژوهش مفصل علمی است. طی چند ماهه اخیر بیشتر حجم این تطبیقها صورت گرفته است. البته ریشه آن قدیمیتر است. یك نكته دیگری كه باید توجه كنیم این است كه منابع تاریخی ما در این حد دقیق نیست كه بتوان به همه حرفهای زده شده استناد كرد. اولا بسیاری از اینها را مخالفان ما نوشتهاند. ثانیا اصلا در تاریخ دقتی كه در اسناد روایات فقهی بوده وجود نداشته است. شما یك صفحه از تاریخ طبری را كه ملاحظه كنید می بینید چند خبر متناقض در آن آمده است. نمیخواهم بگویم راهی برای رسیدن به واقع اصلا وجود ندارد، اما در غالب موارد نمیتوان دقیق درست را از نادرست فهمید. با این حال، نقطه ثقل آنچه میخواهم عرض كنم این است كه اساسا تاریخ به عنوان یك منبع معرفتی در فقه اهمیتی ندارد. نصوص دینی آن هم وقتی به قول فقها تمام مقدمات حكمت در آنها رعایت شود و شرایط لازم را داشته باشد، مشروط به آن كه به لحاظ سندی درست باشد، قابل استناد است. اگر در تواریخ، از این قبیل نصوص باشد، میتواند مورد استناد باشد، مشروط به آن كه از زیر منطق علم اصول صالح برای استدلال شناخته شود. الان گاهی گفته می شود كه ما در زمان امام حسین (ع) هستیم. خوب، ما در زمان شاه كه در زمان امام حسین بودیم، حالا هم در زمان امام حسین هستیم؟ سخنرانی خطیب جمعه مشهد در روز جمعه 16 بهمن 88 تماما اثبات این نكته بود كه زمانه ما، همان زمانه امام حسین است. گاهی گفته می شود كه ما در زمان امام حسن (ع) هستیم و امام حسن صلح كرد، شما هم بیایید با همدیگر صلح كنید!. یا در زمان امام صادق (ع) هستیم، ملحدین فكری زیاد شده اند، باید مثلا كار فكری بكنیم. این نوع استناد كردنها چه چیزی را ثابت میكند؟ چه تكلیفی را مشخص میكند. آیا رویه حاكم بر فقه ما در استناد و استدلال همین طور بوده است؟ آیا این ادبیات سابقه داشته است؟ به نظر میرسد، آنچه مهم است معیارهای كلی است كه شرعیت آن نزد فقها با همه احتیاطهای لازمی كه دارند، درست باشد. جالب است كه تا یك زمانی، هر دوره را به دوره های صدر اسلام تشبیه می كردند حالا طوری تاریخ محكم و مستدل شده كه زمان امروز ما را به اول انقلاب تشبیه كرده از آن حكم صادر كرده دیگران را محكوم و مطرود می كنند. فلانی مثل بنی صدر است پس محكوم است، فلانی مثل منافقین عمل می كند. بدین ترتیب یك ذهنیت سنگینی را روی این سخن به مردم عرضه می كنند. بلندگو در دست هر كس باشد، مخالفش را ابن ملجم یا شمر و زید یا طلحه و زبیر و غیره و غیره میداند و با اصرار و ابرام و برجسته كردن رگ گردن، گویی همه چیز ثابت و مستدل می شود. واقعیت این است كه خیلی تاریخزده شدهایم. وقتی به ادیان الهی نگاه كنیم می بینیم كه برخی از آنها خیلی تاریخی و تقویمی هستند. یعنی روی مناسبتهای تاریخی خیلی تكیه دارند. در میان مسلمانها، سنیها تقومی هستند اما نه اندازه ما. ما واقعا تقویمی شدهایم. یعنی كم مانده كه این تقویم به شكل كامل پر شود و حتی در یك روز چند مناسبت داشته باشیم. به مرور هم اضافه میكنیم و سر هیچ چیز كوتاه نمیآییم. ما شیعهها تاریخی و تقویمی هستیم. این را در ذهن داشته باشید كه به طور حاشیهای به درد بحث ما میخورد. یك نكته دیگر هم این است كه سنیها در وقتی كه دولت عثمانی در همین دهه های اول قرن چهاردهم هجری شرف اضمحلال بود، با این پرسش یعنی شرعی بودن دولت و حكومت روبرو شدند. از این زمان، شروع به استناد به تاریخ كردند. در اینجا قدری مقدم بر ما هستند. تازه این وقت بود كه روی سیره نبوی به عنوان یك منبع برای شرعی كردن حكومت تكیه و استفاده كردند. در آن سالها چند ده جلد كتاب در باره حكومت اسلامی نوشته شد و همین تصور كه همه چیز و مهم تر از همه حكومت در اسلام هست، با استناد به تاریخ مورد تأكید قرار گرفت. بعضی از امور خیلی ساده به نظر میآید ولی همانها نیاز به تأمل بیشتر دارد. همین اصل كلی كه ما روی زهد امیر المؤمنین تكیه می كنیم اگر سبب شود كه كسی از آن یك حكم درآورد كه حاكم باید لزوما مثل آن حضرت زاهد باشد. آیا فقیه ما از آن زهد و نصوصی كه رسیده است چنین حكمی را استنباط می كند یا نه؟ اول از همه نیاز داریم تا نص صریحی در این بار داشته باشیم كه صدور آن از معصوم قطعی باشد. به صرف این كه حتی در نهج البلاغه آمده است، برای منبر می شود استفاده كرد اما فقیه با سند مشخص آن كار دارد. بعد هم آیا بقیه امامان هم به همین اندازه اهل زهد بوده اند یا روایاتی هم داریم كه برخی از امامان لباس خوب می پوشیدند و حتی در مقابل طعنه برخی از زهد فروشان ایستادگی می كردند. به هر حال، من منكر این نیستم كه چنین حكمی درست است یا این كه درست نیست، این كار من نیست، مهم این است كه بتوانیم علم اصول را حاكم بر این قبیل استدلالها بكنیم و آن را از زبان یك خبره فقهی بشنویم نه یك رئیس جمهور یا نماینده مجلسی كه در عمرش فرصت یك مرور ساده به فقه را نداشته چه رسد به این كه تبحری در فقه داشته باشد، یا امام جمعهای كه تمام سخنرانیش شده تطبیق رویدادهای جاری با صدر اسلام بدون آن كه معرفت درستی نسبت به تاریخ اسلام داشته باشد + نوشته شده توسط قائم مقام در بیست و هشتم بهمن 1388 و ساعت
|
|
|